کاربردهای هلیوم فقط به بادکنک محدود نمیشود؛ این گاز خنثی و بسیار سبک بهخاطر توان سرمایش فوقالعاده در دماهای نزدیک به صفر مطلق، در MRI و آهنرباهای ابررسانا، پژوهشهای دمای پایین، تولید نیمهرسانا و فیبر نوری، پرفشارسازی و پاکسازی سامانههای هوافضا، نشتیابی فوقحساس و حتی مخلوطهای تنفسی غواصی نقش کلیدی دارد. در ادامه، کاربردهای هلیوم را دقیق و دستهبندیشده میخوانید تا مشخص شود هلیوم کجا واقعاً جایگزینناپذیر است و کجا میشود مصرفش را با چرخه بسته و بازیافت کمتر کرد.

اگر برایتان سوال پیش آمده که هلیوم چیست، باید بگوییم که گازی بیبو، غیرسمی، بیرنگ و بیمزه است که از نظر شیمیایی هم واکنشپذیری خیلی کمی دارد و از هوا سبکتر است. همین ویژگیها باعث شده هلیوم در حوزههای مهمی مثل اکتشافات فضایی، دفاع ملی، پژوهشهای علمی، فناوریهای پزشکی، تولیدات پیشرفته و برنامههای انرژی نقش پررنگی داشته باشد. هلیوم تقریباً همیشه به شکل گاز وجود دارد، مگر در شرایط کاملاً خاص. در دماهایی نزدیک به صفر مطلق، هلیوم به حالت مایع درمیآید.
گاز هلیوم با ترکیبات عجیبی که از انواع وبژگی ها دارد و باعث نقطه متمایز آن نسبت به دیگر گزینه ها می شود، باعث شده در بعضی جاها “بهتر” نباشد؛ بلکه تنها انتخاب قابل اتکا باشد.
هلیوم جزو گازهای نجیب است؛ یعنی تقریباً وارد واکنشهای شیمیایی نمیشود. این ویژگی در کارهایی که یک ذره واکنش ناخواسته میتواند کل محصول را خراب کند، حیاتی است. مثل:
چرا؟ چون وقتی فلز یا شیشه یا مواد حساس در دمای بالا هستند، گاز اکسیژن و نیتروژن هوا میتواند اکسیداسیون، حباب، ناخالصی یا افت کیفیت ایجاد کند. هلیوم مثل یک “پتو”ی بیدردسر روی فرایند مینشیند و اجازه نمیدهد هوا وارد بازی شود.
نقطهی جوش هلیوم از هر عنصر دیگری به صفر مطلق نزدیکتر است، و یک نکته خیلی مهم دارد: هلیوم در فشار جو تا نزدیک صفر مطلق مایع میماند و برای جامد شدن به فشار بالا (حدود ۲۵ اتمسفر) نیاز دارد.
برای همین هلیوم مایع در سرمازایی و خنککاری ابررساناها بیرقیب است. چرا که:
هلیوم خیلی سبک است و ویسکوزیته پایینی دارد، بنابراین راحت از ریزترین مسیرها عبور میکند. همین باعث میشود برای پیدا کردن نشتیهایی که با روشهای معمول دیده نمیشوند، عالی باشد. آشکارسازهای نشتی هلیوم میتوانند نشتیهایی را تشخیص دهند که هزاران برابر کوچکتر از روشهای دیگر است؛ حتی در حد “کمتر از یک قطره آب در سال” (به زبان ساده یعنی فوقالعاده ریز).
هلیوم هم در حالت گاز و هم در برخی شرایط سرمازایی، انتقال گرما را خیلی خوب انجام میدهد. این برای جاهایی مهم است که باید قطعهها سریع و یکنواخت سرد شوند یا گرما از یک ناحیه حساس سریع گرفته شود؛ مثل:
بزرگترین بخش مصرف هلیوم مربوط به سرمازایی است. در سال ۱۹۹۶ مقدار مصرف هلیوم برای سرمازایی حدود ۶۲۰ میلیون scf گزارش شده.(scf واحد حجمی رایج در صنعت گاز است.)
دستگاه MRI برای تولید تصویر، به یک میدان مغناطیسی بسیار قوی و پایدار نیاز دارد. در بسیاری از MRIهای پیشرفته، این میدان توسط آهنرباهای ابررسانا تولید میشود. ابررساناها موادی هستند که در دماهای بسیار پایین، مقاومت الکتریکی آنها تقریباً به صفر میرسد؛ در نتیجه میتوان جریان الکتریکی بسیار بالایی را در سیمپیچها برقرار کرد و میدان مغناطیسی قدرتمند و یکنواخت ساخت، بدون اینکه گرمای قابل توجهی تولید شود.
برای حفظ وضعیت ابررسانایی، سیمپیچهای آهنربای MRI باید دائماً در دماهای بسیار پایین نگه داشته شوند. هلیوم مایع به دلیل توانایی ایجاد و حفظ دماهای بسیار پایین (نزدیک به صفر مطلق)، بهعنوان خنککننده اصلی در این سیستمها استفاده میشود. به همین دلیل، هلیوم در MRIهای ابررسانا یک مادهی کلیدی و حیاتی محسوب میشود.
طبق گزارشات به دست آمده، برای این کاربرد جایگزین واقعی و مطمئن در مقیاس عملی و گسترده وجود ندارد. هرچند استفاده از ابررساناهای دمای بالا (High-Tc) بهعنوان یک مسیر جایگزین مطرح است، اما چالشهای مهمی دارد؛ از جمله اینکه سیمهای High-Tc میتوانند تا ۵۰۰ برابر گرانتر از سیمهای رایج ابررسانا (مانند آلیاژهای مبتنی بر نیوبیوم–تیتانیوم) باشند و از نظر فنی نیز محدودیتهایی دارند. بنابراین در شرایط فعلی، این گزینه هنوز جایگزین اقتصادی و پایدار برای بسیاری از MRIها محسوب نمیشود.
به دلیل اینکه هلیوم گران است و تامین آن ممکن است نوسان داشته باشد. تولیدکنندهها برای اینکه MRI وابستگیاش به شارژ مداوم هلیوم کمتر شود، چند کار مهم کردهاند:
1)کرایواستاتهای بهینهتر
یعنی مخزن و عایقبندی آنقدر بهتر شده که گرما خیلی کمتر وارد سیستم شود و هلیوم دیرتر تبخیر شود.
2)کرایوکولر / میعان مجدد
این سیستمها بخشی از هلیومی که تبخیر میشود را دوباره سرد میکنند و به حالت مایع برمیگردانند (مثل یک چرخهی برگشت).
3)بهبود طراحی آهنربا و اتصالات
یعنی جاهایی که قبلاً گرما ایجاد کرده است یا نشتی حرارتی داشته، اصلاح شده تا مصرف پایین بیاید.
بر اساس همان دادهها، این پیشرفتها موجب شده نسلهای جدید دستگاههای MRI نسبت به نسلهای قدیمی، تا ۱۰ برابر کمتر هلیوم مصرف کنند و در برخی مدلها، فاصلهی زمانی بین شارژهای هلیوم حتی به حدود ۳ سال برسد (بسته به طراحی دستگاه و شرایط بهرهبرداری).
در پژوهشهای دمای پایین، هلیوم معمولاً دو کارکرد اصلی دارد: خنککردن تجهیزات حساس و ایجاد دماهای بسیار پایین برای مشاهده پدیدههایی که در دمای معمولی قابل بررسی نیستند.
1) خنککردن تجهیزات حساس (مثل آهنرباهای ابررسانا در NMR)
بسیاری از دستگاههای پیشرفته آزمایشگاهی برای کارکرد دقیق، به میدان مغناطیسی قوی و پایدار نیاز دارند. تولید این میدان در مدلهای پیشرفته معمولاً با آهنرباهای ابررسانا انجام میشود.
ابررساناها فقط زمانی «ابررسانا» میمانند که دمای آنها بسیار پایین باشد؛ زیرا با افزایش دما از آستانهی کاری، مقاومت الکتریکی برمیگردد و پایداری میدان مغناطیسی به هم میریزد.
در NMR (طیفسنجی تشدید مغناطیسی هستهای) این موضوع بسیار مهم است؛ چون کوچکترین ناپایداری در میدان مغناطیسی میتواند:
3) کرایوپمپها (به دام انداختن آلایندهها با سرمایش بسیار پایین)
یکی از ابزارهای مهم برای حفظ خلأ تمیز در خطوط تولید، کرایوپمپ است. کرایوپمپها سطحهایی دارند که تا دماهای بسیار پایین سرد میشوند. وقتی این سطحها بسیار سرد باشند، بسیاری از مولکولهای گازیِ مزاحم روی آنها مینشینند و به دام میافتند (به زبان ساده: از مسیر خارج میشوند و دیگر در محفظه نمیچرخند).دو مدل کلی برای کنترل مصرف هلیوم وجود دارد:
این راهکارها در مراکز بزرگ رایجتر شدهاند، ولی اجرای زیرساخت بازیابی در مقیاس دانشگاه یا آزمایشگاه معمولاً سرمایهگذاری سنگینی میخواهد و همیشه اقتصادی نیست.
در گزارشات به دست آمده گفته شده که مصرف هلیوم برای پرفشارسازی و پاکسازی در سامانههای موشکی و هوافضا در سال ۱۹۹۶ حدود ۴۷۰ میلیون scf بوده است.
در موشکها و سامانههای پیشرانش، باید مخازن پیشران تحت فشار کنترلشده باشند تا:
هلیوم اینجا نقش “فشاردهنده” دارد، بدون اینکه واکنش خطرناک ایجاد کند یا سیستم را آلوده کند.
برای پاکسازی مسیرهای تغذیه پیشران (خصوصاً در موتورهای هیدروژن مایع)، هلیوم استفاده میشود چون:
گازهای دیگر ممکن است:
هلیوم در برخی شاخههای جوشکاری و فرایندهای لیزری، یک گاز کمکی نیست؛ نقش آن مستقیماً روی کیفیت جوش، پایداری فرایند و بازده تولید اثر میگذارد. طبق دادههای ارائهشده، مقدار هلیوم گزارششده برای دستهی «جوشکاری» در سال ۱۹۹۶ حدود ۴۷۰ میلیون scf بوده است (هرچند خود دادهها میتوانند به دلیل نحوهی گزارشدهی، شامل زیرمصرفهای پراکنده هم باشند).
در جوشکاری قوسی، وجود یک گاز محافظ ضروری است؛ چون فلز مذاب و حتی الکترود تنگستن (در GTAW) اگر با اکسیژن و نیتروژن هوا تماس پیدا کند، احتمال اکسیداسیون، تخلخل، افت کیفیت و ناپایداری قوس افزایش مییابد. هلیوم در اینجا چند وظیفهی اصلی دارد:
علت فنی این رفتارها به ویژگیهای شناختهشده هلیوم برمیگردد: پتانسیل یونش بالا (یونیزه شدن سختتر)، رسانایی گرمایی بالا و خنثی بودن شیمیایی. ترکیب این ویژگیها باعث میشود قوس و حوضچه مذاب در شرایط بهتری کنترل شود و در بسیاری کاربردهای صنعتی، کیفیت و سرعت جوش افزایش یابد.
در عمل، هلیوم بهتنهایی همیشه انتخاب اقتصادی نیست. به همین دلیل، مخلوطهای آرگون و هلیوم رایج هستند؛ در دادههای ارائهشده به ترکیبهایی مانند ۲۰٪ هلیوم و ۸۰٪ آرگون اشاره شده است. منطق این ترکیبها روشن است:
در نتیجه، استفاده از مخلوطها امکان میدهد با کنترل هزینه، به کیفیت و بهرهوری نزدیک به حالت استفاده از هلیوم خالص رسید.
طبق دادههای ارائهشده، مصرف هلیوم در عملیاتهای مرتبط با لیزر CO₂ حدود ۲۰۰ میلیون scf در سال گزارش شده و رشد هم داشته است (حدود ۲۰٪ در سال طبق متن). هلیوم در این حوزه دو نقش مشخص دارد:
در توانهای بالا (حدود بالای ۵ کیلووات) هلیوم به دلیل تمایل کمتر به یونیزه شدن، برای کاهش تشکیل پلاسما در ناحیه جوش مزیت دارد. تشکیل پلاسما میتواند مسیر پرتو را مختل کند و کیفیت فرایند را کاهش دهد.
از نظر بازیافت، در بخش گاز محافظ بازیابی ممکن است اما معمولاً به تجهیزات جمعآوری و پالایش نیاز دارد؛ زیرا گاز با دود جوش و هوای محیط مخلوط میشود و خالصسازی آن ساده نیست. در بخش گاز داخل لیزر از نظر تئوری بازیافت سادهتر است چون چرخه بستهتر است، اما آلودگیها و نیاز به نگهداری سیستم، همچنان مصرف دورهای گاز را ایجاد میکند.
در بسیاری از فرآیندهای ساخت پیشرفته، هدف اصلی از استفاده هلیوم، ایجاد یک محیط خنثی و پایدار و کنترل دقیق انتقال حرارت است. طبق دادهها، مصرف «کنترل اتمسفر» در سال ۱۹۹۶ حدود ۴۱۰ میلیون scf گزارش شده است.
تولید فیبر نوری به مجموعهای از مراحل حساس وابسته است که کوچکترین نقص میتواند کارایی انتقال را کاهش دهد. هلیوم در این فرایند چند نقش کلیدی دارد:
طبق دادهها، مصرف هلیوم در تولید فیبر نوری حداقل در مقیاس دهها میلیون scf برآورد شده و رشد هم داشته است. همچنین از نظر فنی، بازیافت هلیوم خروجی امکانپذیر است؛ چون آلایندههایی مانند کلر میتوانند با روشهایی مثل سردسازی و میعان از جریان گاز جدا شوند، اما اجرای آن تابع اقتصاد و زیرساخت است.
در برخی عملیاتهای حرارتی صنعتی، رسانایی گرمایی بالای هلیوم امکان سرد شدن سریعتر و یکنواختتر قطعات ضخیم را فراهم میکند (برای نمونه در برخی سوپرآلیاژهای پایه نیکل). طبق دادهها، در بسیاری موارد میتوان آرگون را جایگزین کرد، اما در کاربردهای ویژه که انتقال حرارت سریع و دقیق لازم است، هلیوم همچنان مزیت دارد.
نشتیابی یکی از کاربردهای صنعتی مهم و حساس هلیوم است. مصرف گزارششده برای این بخش در سال ۱۹۹۶ حدود ۱۴۰ میلیون scf بوده است.
هلیوم همزمان چند ویژگی دارد که آن را برای این کار ایدهآل میکند:
به همین دلیل، نشتیابی با آشکارسازهای تنظیمشده روی هلیوم یکی از دقیقترین روشها برای کشف نشتیهای بسیار ریز است.
مصرف گزارششده هلیوم برای مخلوطهای تنفسی در سال ۱۹۹۶ حدود ۵۶ میلیون scf بوده است.
در غواصی عمیق، استفاده از هوای معمولی (تقریباً ۲۰٪ اکسیژن و ۸۰٪ نیتروژن) میتواند خطراتی ایجاد کند؛ از جمله مشکلات مرتبط با جذب و آزادسازی گاز در بافتها که یکی از پیامدهای شناختهشده آن «بِندز» است. طبق دادهها، مزیت هلیوم نسبت به نیتروژن شامل موارد زیر است:
به همین دلیل، مخلوطهایی مانند ۸۰٪ هلیوم و ۲۰٪ اکسیژن در برخی شرایط غواصی و محیطهای پرفشار استفاده میشوند.
مصرف هلیوم در هر مأموریت غواصی معمولاً بالا نیست، زیرا سامانههای Rebreather گاز تنفسی را بازچرخش میکنند. همچنین با افزایش استفاده از رباتهای زیرآبی در برخی مأموریتها، مصرف این بخش میتواند ثابت یا کاهشی باقی بماند.
بادکنکها، بالنهای هواشناسی و بلیمپها شناختهشدهترین کاربرد عمومی هلیوم هستند. با این حال، طبق دادهها مقدار مصرف دقیق این بخش در برخی آمارها بهصورت جداگانه گزارش نمیشود.
هیدروژن سبکتر از هلیوم است، اما واکنشپذیر و قابل اشتعال است. هلیوم به دلیل خنثی بودن، گزینه امنتری برای بالابرندگی محسوب میشود و همین عامل باعث شد در کاربردهای عمومی و بسیاری کاربردهای عملیاتی، جایگزین هیدروژن شود.
چند مسیر توسعهای که در صورت تجاری شدن گسترده، میتوانند تقاضای هلیوم را افزایش دهند:
مگلوهای مبتنی بر ابررسانا به آهنرباهای ابررسانا و در نتیجه سرمایش نیاز دارند. در برخی نمونهها، آهنرباها با سامانههای سرمایشی مبتنی بر هلیوم کار میکنند و توسعه این فناوری میتواند مصرف هلیوم را افزایش دهد.
در SMES انرژی در میدان مغناطیسی ذخیره میشود و چون ابررساناها مقاومت الکتریکی ندارند، بازده بسیار بالا میرود. گسترش SMES در مقیاسهای بزرگتر میتواند نیاز به سرمایش ابررساناها را افزایش دهد و در بسیاری سناریوها، هلیوم همچنان یکی از گزینههای اصلی سرمایش باقی میماند.
سامانههای ابررسانا برای رادار، جنگ الکترونیک و مبدلهای بسیار سریع در حال توسعهاند. برای رسیدن به پایداری عملیاتی، بسیاری از این سامانهها همچنان به سرمایشهای بسیار پایین وابسته میمانند و در کوتاهمدت، سامانههای مبتنی بر هلیوم میتوانند نقش مهمی داشته باشند.
برای انتخاب و خرید گاز هلیوم، مهمترین نکته این است که دقیقاً مشخص کنید هلیوم را برای چه کاربردی میخواهید (جوشکاری و لیزر، نشتیابی، آزمایشگاهی، نیمهرسانا، بالابرندگی یا مخلوطهای تنفسی)؛ چون همین موضوع، گرید و خلوص موردنیاز، نوع بستهبندی (سیلندر یا تأمین حجمی)، فشار کاری، تجهیزات جانبی مثل رگولاتور و اتصالات، و حتی مقدار مصرف ماهانه را تعیین میکند. اگر میخواهید انتخابتان فنی و بدون خطا باشد، اخوان کلانتری میتواند با مشاوره تخصصی، پیشنهاد گرید مناسب، ارائه مستندات در صورت نیاز و تأمین مطمئن، مسیر خرید را برای شما سریعتر و دقیقتر کند؛ کافی است نوع مصرف و شرایط کارتان را اعلام کنید تا بهترین گزینه معرفی شود.
هلیوم به دلیل مجموعه ویژگیهای خاص خود که شامل خنثی بودن، پتانسیل یونش بالا، نفوذپذیری مناسب برای نشتیابی، و توانایی ایجاد دماهای بسیار پایین می شود؛در چند حوزه کلیدی جایگاه تثبیتشده دارد: سرمازایی (بهویژه MRI و پژوهش)، هوافضا (پرفشارسازی و پاکسازی)، تولیدات حساس (فیبر نوری و نیمهرسانا)، نشتیابی دقیق، و برخی کاربردهای صنعتی مثل جوشکاری و فرایندهای لیزری. مسیر کاهش ریسک و کاهش اتلاف نیز عمدتاً بر چرخههای بسته، بازیافت و میعان مجدد تکیه دارد؛ بهخصوص در کاربردهایی که مصرف پیوسته و هزینه قابل توجه است.
ارسال نظر